طنز 1
داخل لیموزین- در مسیر فرودگاه نیویورک
روحانی شاخه زیتونی در دست گرفته، یکییکی برگهایش را میکند …

روحانی با خودش میگه : زنگ میزنه، زنگ نمیزنه، زنگ میزنه، زنگ نمیزنه …

تلفن روحانی زنگ میخورد !
حسن : الو بفرمایید؟
ولادیمیر: چطوری حسن آقا؟ برگشتی به سلامتی؟
روحانی: آه! تویی ولادیمیر؟ ولادیمیر برو بابا. تلفن رو اشغال نکن منتظر زنگ کسیام.

ولادیمیر: قطع نکن، ببین منو! آخرش منم که واست میمونم دل به کیا خوش کردی؟
حسن: باشه حالا باشه، بعدا حرف میزنیم. الان توی جلسهام.
ولادیمیر: چرا دروغ میگی؟ توی ترافیکی، داری میری فرودگاه.

حسن: تو از کجا میدونی!؟
ولادیمیر: بیا با احترام متقابل برخورد کنیم، نذار رابطهمون شکرآب شه!

داخل کاخ سفید
اوباما: جان کری جون؟
کری: بله؟
اوباما: جان کری جون؟
کری: بله؟
اوباما: هیچی هیچی ببخشید. میگم زنگ بزنم به نظرت؟
کری: بزن آقا حله. من با جواد هماهنگ کردم.
اوباما: ها؟! جواد کیه؟
کری: رفیق فابریکمه. جواد ظریف.
اوباما: هار هار!
بیجنبه کلا نیم ساعت باهاش حرف زدیا، فکر کردی چه خبره!؟ اگه حسن جواب نداد چی؟ ضایع میشیمها!
کری: خب صداش رو درنمیاریم که زنگ زدیم.
اوباما: خب اگه روحانی تابلو کنه آبرومون رو ببره چی؟
کری: نه! اون مردی که حرفای خصوصی رو افشا میکرد (یا تصور میشد افشا میکند) دیگه رفته!
داخل لیموزین- دوباره تلفن زنگ میخورد.
روحانی: الو، بفرمایید؟
صدا: اونجا کبابی اکبر جوجه و پسرانه؟
روحانی: نه آقا جان مزاحم نشو!
روحانی میخواهد تلفن را قطع کند !
صدا: نه نه قطع نکن! باراکم شوخی کردم!
روحانی فکر میکند فرد پشت خط ایهود باراک رژیم غاصب است!
روحانی: کثافت! از جون من چی میخوای؟! یه بار دیگه زنگ بزنی شمارهات رو میدم مخابرات پدرتو دربیارن!
صدا: این بود اعتدالت؟ این بود تدبیرت؟ آدم با میزبانش اینطوری برخورد میکنه!؟
روحانی: ئه! حسین تویی؟ شرمنده من اشتباه گرفتم.
اوباما: بابت ترافیک نیویورک شرمنده. ما «باقر» نداریم معضلات رو برطرف کنه!
روحانی: ای بابا … حالا روابطمون که خوب شد، باقر رو بذارید شهردار نیویورک، سه سوته ردیفش میکنه. فقط احتمالا بخواد چهار سال یکبار از طرف حزب جمهوریخواه نامزد انتخابات شه که یه رونقی به فضای انتخابات بده!
اوباما: خیلی هم خوبه دمت گرم!
روحانی: باشه پس بهش میگم. هو ئه نایس دی داداااااش!
اوباما: کودافیظ. صادیق سلامت لی اینن گدسن!
روحانی: هان؟
اوباما: ببخشید الان میخواستم به مقامات ترکیه زنگ بزنم یه تیکه اشتباهی استانبولی آماده کرده بودم!

طنز 2
لوس نکن خودتو یه شب دیگه بمون. میشل قیمه پخته!
(اوباما به روحانی)

اوباما به میشل اوباما : اگه نتانیاهو بود بگو نیستم!
(کاخ سفید، تلفن در حال زنگ خوردن)

گلم رسیدی اس بده!
(اوباما به روحانی)

کاری داشتی تک بزن!
(روحانی به اوباما)

روحانی : اول تو!
اوباما : نه٬ اول تو!
روحانی : اول تو قطع کن!
اوباما : نه اول تو!
.
.
.
(بخش پایانی گفت وگوی تلفنی اوباما و روحانی)

میگن صرافی های نیویورک تعطیل شده. چون امریکایی ها هجوم بردن برای خرید ریال ایران!

اوباما: بابت ترافیک سنگین در نیویورک عذرخواهی میکنم.
روحانی: ترافیک تهران رو ندیدی!

کجایی؛ الان میتونی راحت حرف بزنی؟ کسی دور و ورت نیست؟
.
.
.
(اولین دیالوگ رئیس جمهوری آمریکا خطاب به رئیس جمهور ایران به صورت تلفنی)

روحانی : این همه وقت ؟ چرا الان زنگ زدی؟
اوباما : آخه من از طرح طلایی مکالمه شبانه استفاده می کنم. این جوری هزینه مکالمه هام نصف میشه!
خبر دارم که اول روحانی زنگ زده بهش. اما اوباما گفته تو قطع کن من بگیرم؛ شما تحریمین خرجت زیاد میشه!

دیدی گفتم محل نذاری خودش زنگ میزنه؟
(ظریف به روحانی)