دخترکی از پدر و مادرش پرسید: در قرآن خواندم که دخترا مثل پسرا نیستند یعنی چی؟
پدر و مادر جواب دادند نمی دونیم، حتما یه فرقی دارند دیگه، بزرگ میشی میفهمی.
دخترک بدون گرفتن جوابش به رختخواب رفت و خوابید.
خداوند متعال در خواب دخترک، جواب سوالش را داد.
من زن را سرچشمه ی زندگی قرار داده ام. و او را برای نقش و رسالت ویژه ای آفریدم.
 و برای اینکه هر دختری بتواند به هنر زن بودن برسد. و برای تداوم زندگی، شور و نشاط بیافریند.
چیزهایی را به او امانت سپردم که به هیچ پسری نداده ام.
دخترک کنجکاوتر پرسید: مگر به دختر ها چی دادی که پسرها اونارو ندارن؟
خداوند با مهربانی فرمود: من ظرافت و لطافتی به دختر داده ام که به هیچ پسر و به هیچ مخلوق دیگری نداده ام.
من : دختران را امانت دار بیشترین زیبایی و جذابیت خودم قرار داده ام .
واز 10 بخش شرم و حیاء ، 9 بخش آن را فقط به دختران بخشیده ام.
بنابراین زیبایی دختر، در لباس او و موها و یا اندام او نیست. زیبایی او را باید در چشمانی جستجو کرد که نگاهش را پنهان می کند.
پس من، دختران را در قرآن مظهر، پاکیزگی، پاکدامنی، شور و نشاط، عفت و حیاء، ظرافت و زیبایی، لطافت و مهربانی بیان کرده ام. و او را در سخنان آخرین سفیرم برکت نامیده ام.
دخترک فهمید که خداوند برای او اهمیت ویژه ای قائل است.